سخت تر از تنهایی..
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:42
ديشب هلال ماه وسط آسمان بود. مردي كه جلوي تاكسي نشسته بود، گفت: «چه ماه قشنگي» راننده نگاهي به ماه كرد و گفت: «مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو/ يادم از كشته خويش آمد و هنگام درو» به راننده نگاه كردم، پير بود. گفتم: «چه شعر قشنگي بقيهاش چيه؟» راننده زير لب گفت: «گفتم اي بخت بخفتيدي و خورشيد دميد/ گفت